در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

interval

فاصله، وقفه، پاره، ایست، مکث

interval (clearance)

فاصله زمانی تخلیه، زمان تخلیه (در چراغ‌های راهنمایی)

intervene

پیش آمدن، روی دادن، اتفاق افتادن، رخ دادن، مداخله کردن، دخالت کردن، پا درمیانی کردن، وساطت کردن، فاصله بودن (میان دو واقعه)

interview

مصاحبه، گفتگو، مصاحبه کردن

intracity bus

اتوبوس درون شهری، اتوبوس داخل شهری

intrados

درون قوس، زیر تاق، قوس داخلی تاق

introduce

عرضه کردن، آوردن، ارایه کردن، معمول کردن، رایج کردن، رواج دادن، مطرح کردن، تقدیم کردن، بردن (لایحه)، معرفی کردن، وارد کردن، گنجاندن، آغاز شدن

introduction

عرضه، ارایه، اشاعه، ترویج، تقدیم (لایحه به مجلس)، معرفی، مقدمه، پیش‌درآمد، پیشگفتار

intrusion

تجاوز، مزاحمت، دخول به زور، ورود بدون اجازه

invalid

بی‌اعتبار، بی‌ارزش، بیمار، علیل، معلول

invent

اختراع کردن، ابداع کردن، ساختن

invention

اختراع، ابتکار، ابداع، خلاقیت، قدرت ابتکار

inventor

مخترع، مبدع، ابداع کننده

inventory

صورت، ریز، فهرست، سیاهه، لیست، فهرست کردن، صورت کردن، صورت‌برداری کردن (اثاثیه، کالا و ...)

inversion

وارونه کردن، معکوس کردن، واژگون کردن، برعکس کردن، وارونه شدن، برعکس شدن، معکوس شدن، واژگون شدن

invert

کف، قعر (آّرو، لوله، تونل)، معکوس کردن، برگرداندن، وارونه کردن

invest

سرمایه‌گذاری کردن، گذاشتن (پول، سرمایه)، صرف کردن

investigate

تحقیق کردن، بررسی کردن، مطالعه کردن، رسیدگی کردن

investigator

مأمور تحقیق، مأمور رسیدگی، مأمور بررسی

صفحه  198  از  445