intervene پیش آمدن، روی دادن، اتفاق افتادن، رخ دادن، مداخله کردن، دخالت کردن، پا درمیانی کردن، وساطت کردن، فاصله بودن (میان دو واقعه)
introduce عرضه کردن، آوردن، ارایه کردن، معمول کردن، رایج کردن، رواج دادن، مطرح کردن، تقدیم کردن، بردن (لایحه)، معرفی کردن، وارد کردن، گنجاندن، آغاز شدن
inventory صورت، ریز، فهرست، سیاهه، لیست، فهرست کردن، صورت کردن، صورتبرداری کردن (اثاثیه، کالا و ...)
inversion وارونه کردن، معکوس کردن، واژگون کردن، برعکس کردن، وارونه شدن، برعکس شدن، معکوس شدن، واژگون شدن