integrate ادغام کردن، یکی کردن، تلفیق کردن، تکمیل کردن، کامل کردن، همگانی کردن، انتگرال گرفتن، همگانی شدن، ادغام شدن، یکی شدن، ملحق شدن
interactive a/ دارای همکاری متقابل، دارای روابط متقابل، دارای تأثیر متقابل، تعاملی، دوسویه، دادوستدی، برهمکنشی