در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

inflect

خم کردن، تا کردن، کج کردن

inflow

جریان ورودی (آب و ...)، سرازیر شدن (به داخل)

inform v/

اطلاع دادن، مطلع کردن، باخبر کردن،‌ آگاه کردن، تحت تأثیر قرار دادن، اثر گذاشتن

information

اطلاعات، خبر، اطلاع، آگاهی، علم اطلاع‌رسانی، خبررسانی

informational

خبری، اطلاعاتی، (مربوط به) اطلاع‌رسانی، (مربوط به) خبررسانی

informative

آموزنده، آگاهی‌دهنده، روشنگر

صفحه  191  از  445