در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

illegal a/

غیرقانونی، غیر مجاز، خلاف قانون

illegally

به طور غیرقانونی، به طور غیرمجاز

illegible

ناخوانا، غیرقابل خواندن

illicit a/

غیرقانونی، غیرمجاز، خلاف قانون، ممنوع، قدغن

illness

بیماری، مریضی، ناخوشی، مرض

illuminance

روشنایی، نور، روشن‌سازی، چراغانی، توضیح، شرح، روشنگری، تنویر افکار

illuminate

روشن کردن، نورانی کردن، چراغانی کردن، روشن کردن (مسأله، موضوع)، وضوح بخشیدن، توضیح دادن، شرح دادن

illumination

روشنایی، روشنی، نور، روشن‌سازی، نورپردازی، چراغانی، توضیح، شرح، روشنگری، تنویر افکار

image

نقش، نگاره، شمایل، عکس، مجسمه، تندیس، کپی، مشابه، نسخه دوم، تصویر ذهنی، وجهه، نمونه، سمبل، مظهر، تصویر کشیدن، تصویر کردن، نقش کردن، مجسمه کردن، منعکس کردن، بازتابیدن

imaginary

موهوم، خیالی، غیرواقعی، فرضی

imagination

قدرت تخیل، تخیل، واهمه، خیال، تصور، پندار، وهم

imagine

تصور کردن، مجسم کردن، خیال کردن، گمان کردن، فکر کردن، پنداشتن

imbalance

عدم تعادل، عدم توازن، عدم موازنه، نابرابری، شکاف

immersion

فرو رفتن در آب، زیر آب رفتن، غوطه‌وری، غرق شدن، مستغرق شدن، جذب شدن

immobile

ثابت، ساکن، بی‌حرکت، بی‌تحرک

immobility

سکون، ثابت بودن، بی‌حرکتی، بی‌تحرکی

immobilization

سکون، عدم تحرک، رکود، انتقال‌پذیری، ثابت کردن، ساکن کردن

immobilize

ثابت کردن، ساکن کردن، مانع حرکت شدن، مانع فعالیت شدن، مانع کار شدن، از تحرک انداختن، از گردش خارج کردن، به سرمایه ثابت تبدیل کردن

immovable

ثابت، غیرمنقول، تغییرناپذیر، تزلزل‌ناپذیر، راسخ، استوار، پایدار

impact

تصادف، تصادم، برخورد، اصابت، شدت تصادف، شدت برخورد، ضربه، تأثیر، اثر، فرو کردن، درهم فشردن

«‹ ۱۸۴  ۱۸۵  ۱۸۶ ۱۸۷ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۶ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰