در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

house

خانه، منزل، خانواده، دودمان، خاندان، بورس، بازار، بورس، مؤسسه، شرکت، بنگاه، حضار، تماشاچیان، گروه، جمع، جا دادن، منزل دادن، سکنی دادن، جا پیدا کردن، گذاشتن، انبار کردن (کالا)

house (detached)

خانه دور باز، خانه چهار طرف باز، عمارت کلاه‌فرنگی

house connection

اتصال فاضلاب خانه،‌ فاضلاب‌روی خارجی خانه

houseboat

قایق ته‌پهن و خانه‌مانند، قایق مسکونی، خانه قایقی

household

اهالی خانه، ساکنان خانه، خانواده، اهل خانه، خانه، کارهای خانه، (مربوط به) خانواده، خانگی

houses (cluster)

مجموعه‌ای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)

housing

خانه، مسکن، تهیه مسکن، تهیه جا، مسکن‌سازی، سکونت، اسکان‌دهی، محفظه، پوسته

housing square

حیاط داخلی خانه، محوطه داخلی محل سکونت، اندرونی

Hov lane [USA]

خط عبوری مخصوص وسیله نقلیه پرسرنشین [اصطلاح آمریکایی]

hulk

کشتی اسقاطی، کشتی کهنه، لاشه کشتی، بدنه، لاشه

human

انسانی، بشری، (مربوط به) انسان، (مربوط به) بشر

صفحه  183  از  445