در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hoggin

شن رس‌دار، شن آغشته به رس

hoist

بالابر، جرثقیل، نقاله، بالا کشیدن، بالا بردن، افراشتن

hoist (sign)

افراشتن تابلو، بالا بردن تابلو

hoisted sign

علامت بالابرده شده، علامت افراشته

hoisted signals

چراغ‌های راهنمایی بالابرده شده، چراغ‌های راهنمایی افراشته

hold

گیر، گیرش، نحوه گرفتن، قدرت گرفتن، نفوذ، تسلط، تأثیر، گرفتن، نگه داشتن، کنترل کردن، مانع شدن، بازداشتن، تاب آوردن، تحمل کردن، گنجایش داشتن، در خود جا دادن، جلب کردن (توجه)، اعتقاد داشتن، فکر کردن، به حساب آوردن، دفاع کردن، تصرف کردن، برگزار کردن، برپا کردن، دوام آوردن، تاب ...

holder (pass)

دارنده مجوز عبور، دارای مجوز عبور

holding

زمین، زمین زراعی، زمین اجاره‌ای، مایملک، اموال، دارایی، املاک، سهام، مالکیت، تصرف

hole

سوراخ، روزنه، حفره، چاله، گودال، عیب، ضعف، ایراد، مخمصه، دردسر، سوراخ کردن، سوراخ شدن

hole (test) [USA]

چاه آزمایش،‌گودال آزمایش، چاه شناسایی (خاک) [اصطلاح آمریکایی]

hole (trail)

گودال آزمایشی، چال آزمایشی، گمانه

holiday

روز تعطیل، تعطیلی، روز بیکاری، تعطیلات

hollow

توخالی، پوک، میان‌تهی، گود، گودافتاده، تورفته، سوراخ، چاله، حفره، گودال، خالی کردن، گود کردن

hologram

هولوگرام، تصویر تمام‌نگار، تصویر سه‌بعدی

holograph

به خط نویسنده، سند به خط نویسنده، کتاب به خط نویسنده

holography

هولوگرافی، ساختن تصویر سه‌بعدی

home

خانه، محل زندگی، منزل، مسکن، وطن، کشور، مهد، زادگاه، خانگی، داخلی، اصلی، مرکزی، خانوادگی، خانواده

home (second)

خانه دوم، منزلگاه دوم،‌ اقامتگاه دوم

homeless a/

بی‌خانمان، آواره، بی‌سرپناه

homicide

آدمکشی، قتل، قتل نفس، قاتل،‌‌ آدمکش

homogeneity

همگونی، همسانی، همگنی، تجانس، تشابه، همانندی

homogeneous

همگون، متشابه، همانند، همگن، متجانس

honk

صدای بوق، بوق زدن

hood

کلاه، کلاهک، دهانه دودکش، نقاب، روکش، حفاظ، کاور، کلاه گذاشتن

hood [signals]

سایه‌بان، آفتابگیر، کلاهک، سرپوش [چراغ‌های راهنمایی]

hook

قلاب، چنگک، قلابه

hopper

قیف تغذیه، قیف بارگیری، محفظه خوراک، حوضچه لجن‌گیر، خزینه لجن‌گیر

صفحه  181  از  445