در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

grass

علف، چمن، علفزار، مرغزار، چمنزار، چراگاه، مرتع، با علف پوشاندن، با چمن پوشاندن

grating

پنجره مشبک، شبکه روزبند، شبکه پی، شبکه کوره

gravity

گرانش، جاذبه، جاذبه زمین، ثقل، وزن

green

سبز، سرسبز، کال، نارس، تازه، چمن، سبزه، چمنزار، علفزار، زمین چمن، عضو حزب سبز، طرفدار محیط، زیست، سرسبز کردن، فضای سبز ایجاد کردن، به محیط زیست توجه نشان دادن

green (advance)

جلو انداختن زمان سبز شدن (چراغ راهنمایی)

green mansymbol

علامت آدمک سبز چراغ راهنمایی (عبور عابر پیاده)

green priod extension

تمدید مدت سبز، طولانی کردن، زمان سبز (چراغ راهنمایی)

صفحه  171  از  445