در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

gauger

سنجشگر، دستگاه سنجش اوزان و مقادیر با معیار رسمی

gear

دنده، چرخ‌دنده، دستگاه، لوازم، وسایل، تجهیزات، مکانیسم، سیستم

gear (steering)

دستگاه هدایت (اتومبیل، هواپیما و ...)، رانش‌افزار

gel

ژل، ژلاتین

general

عمومی، همگانی، عام، عموم، عامه، همه، کلی، جامع، سراسری، فراگیر، دایمی، معمولی، عادی

generalize

تعمیم دادن، عمومیت بخشیدن، عمومیت دادن، نتیجه کلی گرفتن، جمع‌بندی کردن، رواج دادن، انتشار دادن، عمومی کردن، همگانی ساختن

generalized

عمومی، همگانی، کلی، عام، رایج، شایع

generate

تولید کردن، به وجود آوردن، ایجاد کردن، خلق کردن

generator

مولد، ژنراتور، مولد برق، مبتکر، خالق، تولیدکننده

gentle

آرام، ملایم (باد، شیب)، معتدل، آهسته

geodesy

ژئودزی، زمین‌سنجی، زمین‌پیمایی

geodetic surveying

نقشه‌برداری زمین‌پیمایشی، نقشه‌برداری ژئودتیک

«‹ ۱۶۴  ۱۶۵  ۱۶۶ ۱۶۷ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۶ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰