در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

further

دورتر، عقب‌تر، بیشتر، تکمیلی، اضافی، دیگر، پیش‌تر، جلوتر، فراتر

fuse

فیوز، فتیله، چاشنی، فیوز پراندن، فیوز سوزاندن، فیوز پریدن، ذوب کردن، گداختن، آب کردن، ذوب شدن، آب شدن

future

آینده، آتی، آتیه، بعدی

gabbro

گابرو، سنگ درشت‌دانه آذرین و قلیایی

gabion

تورسنگ، سبد سنگ، گابیون

gage

اندازه، درجه، مقیاس، اشل، پیمانه، قطر، ضخامت، عرض، مقیاس، معیار، وسیله اندازه‌گیری، حد، وسعت، مقدار، میزان، ظرفیت، عیار شمشه (بنایی)، فاصله دو ریل (راه‌آهن)، مدرج کردن، اندازه گرفتن، تخمین زدن، برآورده کردن

gain

سود، منفعت، بهره، نفع، صرفه، استفاده، فایده، حاصل، افزایش، ازدیاد، کسب، تحصیل، دستیابی، ترقی، پیشرفت، به دست آوردن، کسب کردن، حاصل کردن، افزودن، زیاد کردن، اضافه کردن، جلو افتادن، پیشرفت کردن، بهتر شدن، بهبود یافتن

gain (capital)

ترقی بهای سرمایه، افزایش ارزش سرمایه، اضافه ارزش سرمایه، سود سرمایه

gain sign (lane)

تابلوی (علامت) اضافه شدن تعداد خطوط عبوری

gale

توفان، تندباد، باد شدید

gallery

دالان، دهلیز، راهرو، معبر، نقب اصلی، گالری، تونل بازدید

gallery (bypass)

کنارگذر زیرزمینی، تونل فرعی، تونل زیرگذر

game

بازی، مسابقه، حیله، ترفند، حیوان (مناسب شکار)، ماهی (برای صید)، گوشت شکار، وابسته به شکار، شکاری، بازی کردن

gangway

گذرگاه، تخته‌پل، پل گذر

gantry

قاب جرثقیل، داربست

gantry (sign)

داربست (مخصوص نصب) تابلو‌ (به صورت سری)

gantry crane

جرثقیل گردان، جرثقیل دروازه‌ای

gantry – mounted signals

چراغ‌های راهنمایی بالاسری، چراغ‌های راهنمایی نصب شده روی دروازه

gap

شکاف، سوراخ، درز، روزن، رخنه، خلأ، جای خالی، وقفه، سکوت، اختلاف، فاصله (معمولاً بین دو وسیله نقلیه)

gap grading

دانه‌بندی ناپیوسته، دانه‌بندی گسسته

gap – graded asphalt

آسفالت با دانه‌بندی بریده، آسفالت با دانه‌بندی گسسته

garage

گاراژ، پارکینگ، توقفگاه، تعمیرگاه، پمپ بنزین

صفحه  164  از  445