در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

fully

کاملاً ، تماماً ، به طور کامل

fume

دود، بخار، گاز، دود کردن، بخار کردن، متصاعد شدن

function

کار، عمل، وظیفه، نقش، کارکرد، عملکرد، تابع (ریاضی)، عملیات (کامپیوتر)، کار کردن، عمل کردن، به وظیفه خود عمل کردن

function key

کلید عملگر، کلید عملکردی (کامپیوتر)

functional a/

کارکردی، عملکردی، عملیاتی، کنشی، کارآمد، کارا، مفید عملی

fund

پول، بودجه، سرمایه، وجوه،‌ موجودی، اندوخته، ذخیره، صندوق، سرمایه‌گذاری کردن، بودجه تأمین کردن

fund (aid)

بودجه کمکی، سرمایه پشتوانه‌ای

fundamental

بنیادی، اساسی، بنیادین، پایه، مقدماتی، اصلی، ضروری، قسمت اصلی،‌ بخش اصلی، بخش بنیادی

funding

تأمین بودجه، تأمین هزینه، سرمایه‌گذاری

funds

پول، بودجه، وجوه، موجودی، سرمایه

funds (public)

وجوه عمومی، بودجه عمومی، سرمایه عمومی

furnace slag (blast)

روباره کوره بلند، تفاله کوره بلند، سرباره کوره آهن‌گدازی

furniture

اسباب، اثاثیه، وسایل، لوازم، مبلمان (خانه، اداره و ...)

«‹ ۱۶۱  ۱۶۲  ۱۶۳ ۱۶۴ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۳ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰