در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
front of building
نمای ساختمان
front of vehicle
قسمت جلوی وسیله نقلیه
front passenger
مسافر جلو (وسیله نقلیه)
front seat
صندلی جلو (وسیله نقلیه)
front view
دید از روبرو، دید جلو
front wall [tunnel]
دیوار نما [تونل]
front wheel
چرخ جلو (وسیله نقلیه)
front wheel drive vehicle
وسیله نقلیه دیفرانسیل جلو
front – wheel drive
دیفرانسیل جلو
frontage
بر، کناره (ملک یا ساختمان)، حریم (ساختمان، رود، دریاچه و ...)
frontage access
دسترسی کناری، دسترسی حاشیهای
frontage resident
حاشیهنشین، ساکن حاشیه
frontage road [USA]
جاده کناری، جاده فرعی [اصطلاح آمریکایی]
frontal
از جلو، مستقیم، جلویی، پیشین، نما، روکار
frontal collision
برخورد رو در رو، برخورد از روبرو
frontal shock
ضربه (برخورد) از جلو
frontier
مرز، سرحد، ناحیه مرزی، ناحیه سرحدی، مرزی، سرحدی
frontier guard
مرزبان، نگهبان مرزی
frontier post
پاسگاه مرزی
frontier town
شهر مرزی
frost
سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن
frost (glazed)
لایه نازک یخ
frost (night)
یخزدگی شبانه، یخبندان شبانه
frost (resistance to)
مقاومت در برابر یخزدگی، مقاومت در برابر یخبندان
frost (white)
یخبندان سفید، برفک سفید، یخبست سفید
frost - susceptible soil
خاک مستعد یخ زدن
frost action
عمل یخ زدن
frost blanket course
لایه محافظ در برابر یخزدگی
frost damage
صدمه (خسارت) ناشی از یخزدگی
frost depth
عمق یخزدگی، عمق یخبندان
frost front
جبهه یخ
frost heave
تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخزدگی (خاک)
frost index
شاخص یخبندان، ضریب یخبندان
frost lifting
کنده شدن روسازی در اثر یخبندان
frost resistance test
آزمایش مقاومت در برابر یخزدگی
frost susceptibility
استعداد یخزدگی (خاک)
frost – proof pavement
روسازی مقاوم در برابر یخزدگی
frost – resistant soil
خاک مقاوم در برابر یخبندان
frost – susceptible a/
مستعد یخ زدن
frosting
یخبندان، یخزدگی
frozen
یخزده، یخبسته، منجمد، سرد، یخ
frozen rain
تگرگ
fuel
سوخت، انگیزه، محرک، موجب، سوختگیری کردن، سوخت دادن
fuel ash (pulverized)
خاکستر بادی، نرمه خاکستر
fuel consumption
مصرف سوخت
fuel consumption rate
میزان مصرف سوخت
fuel gauge
درجه بنزین، درجه سوخت
fuel oil
مازوت
fuel tax
مالیات سوخت
fuel taxation
مالیاتبندی سوخت
fuel usage studies
مطالعات (مربوط به) مصرف سوخت
fuelling station
ایستگاه سوختگیری
full
پُر، کامل، تمام، حداکثر، قوی، پرطنین
Full payout
باپرداخت کامل
full access control
کنترل کامل دسترسی
full car ownership
حد اشباع مالکیت اتومبیل
full control of access
کنترل کامل دسترسی
full fare
تعرفه کامل، کرایه کامل
full pedestrian stage
فاز مخصوص عبور عابرپیاده
full repairs guarantee
ضمانت کامل تعمیرات
صفحه 162 از 445