follow به دنبال آمدن، پشت سرآمدن، پشت سر قرار داشتن، در پی آمدن، دنبال کردن، ادامه دادن، فهمیدن، درک کردن، اختیار کردن، پیشه کردن، پیروی کردن، متابعت کردن، تقلید کردن
footing [foundation] پی سطحی، پاشنه، جای پا، موقعیت، مقام، پایگاه، جایگاه، سطح، وضعیت، شرایط، حالت، پایه، شالوده، اساس
force نیرو، قدرت، قوت، توان، توانایی، زور، استحکام، صلابت، جبر، فشار، اجبار، عامل، تأثیر، نفوذ، مجبور کردن، به زور واداشتن، وادار کردن، به زور انجام دادن، مجبور شدن