fluctuate نوسان داشتن، بالا و پایین رفتن، متغیر بودن، بیثبات بودن، افتوخیز داشتن، ناصاف بودن، ناهموار بودن
flush همسطح، همتراز، ریزش آب، فوران، انفجار، غلیان، طغیان، سرازیر شدن آب، جاری شدن، با آب شستن، آب ریختن و شستن
fog مه، مهگرفتگی، تاریکی هوا، تارشدگی، تیرگی، سردرگمی، ابهام، در مه پوشاندن، تار کردن، گیج کردن، در ابهام گذاشتن