در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

flextime

زمان‌بندی قابل تغییر، ساعات کار تغییرپذیر (شناور)

flexure

خمش، خمیدگی، انحنا، خم

flicker

لرزش، چشمک، رقص (نور، شعله)، برق، جرقه، کورسو، حرکت، جنبش، لرزیدن، چشمک ‌زدن، خاموش و روشن شدن، سوسو زدن، کور سو زدن، حرکت کردن، جنبیدن

flight

پرواز، پریدن، پرش، سفر هوایی، مسیر پرواز، گذشت، گذر سریع، هواپیما، ردیف، رشته، ردیف پله‌ها، رشته پلکان، فرار، گریز، هزیمت

flint

سنگ آتش‌زنه، سنگ چخماق

float

شناور، شناور شدن، معلق شدن، حرکت کردن، شناور بودن، به حرکت درآوردن، تأسیس کردن، دایر کردن، پخش کردن، منتشر کردن

floating

شناور، معلق، متحرک، غیرثابت

flood

سیل، سیلاب، مَد، طغیان، زیر سیل بردن، زیر آب بردن، غرق کردن، سیل گرفتن، سیل زدن، طغیان کردن (رودخانه)، هجوم آوردن، خفه کردن (کاربراتور اتومبیل)

floodlight v/

با نورافکن روشن کردن، نورافکن انداختن، نورباران کردن

floor

کف اتاق، کف، طبقه، اشکوب، قعر، ته، تالار، صحن، اعضای مجلس، حضار، حداقل، پایین‌ترین حد، فرش کردن، کف را درست کردن

floor (take the)

شروع به سخن گفتن کردن، رشته کلام را به دست گرفتن

flora

گیاهان منطقه‌ای یا فصلی

flow

جریان (رود، آب، ترافیک، اطلاعات و ...)، گردش (خون،‌ جریان برق)، روانی (بتن، ملات، رنگ)، جاری شدن، جریان یافتن، سرازیر شدن، روان شدن، گردش کردن، گشتن، حرکت کردن، ادامه یافتن، منتج شدن، ناشی شدن، سرچشمه گرفتن، جوشیدن

صفحه  156  از  445