ferry لنج، فِری، لنج مسافر بر، لنج اتومبیلبر، قایق بارانداز، گذرگاه آبی، معبر آبی، عبور دادن، گذر دادن، انتقال دادن، منتقل کردن
field مزرعه، زمین، کشتزار، چراگاه، مرتع، میدان، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، رشته (تخصصی)، زمینه کار، زمینه، عرصه، پهنه، میدان، عمل، حوزه کار، دامنه، گستره
file پرونده، پوشه، فایل، برگهدان، فیشیه، قفسه (پرونده)، سابقه، صف، ردیف، قطار، بایگانی کردن، در پرونده گذاشتن، تشکیل پرونده دادن، به صف کردن، به خط کردن، به ردیف کردن
file (master) مجموعهای از سوابق مرتبط به یکی از موضوعات اصلی یک سیستم اطلاعاتی (مانند مشتریان، کارمندان و ...)