در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

fence [encosure]

حصار، دیوار، پرچین، نرده، فنس، مانع، محصور کردن، حصار کشیدن، نرده کشیدن

fencing

نرده‌کشی، حصارکشی، چوب، سیم، توری

fender

ضربه‌گیر، سپر، حفاظ

ferry

لنج، فِری، لنج مسافر بر، لنج اتومبیل‌بر، قایق بارانداز، گذرگاه آبی، معبر آبی، عبور دادن، گذر دادن، انتقال دادن، منتقل کردن

ferry crossing

گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)

ferryboat

لنج، فِری، لنج مسافربر، لنج اتومبیل‌بر

fertilization

کوددهی (زمین، خاک)، گرده‌افشانی، تلقیح (گیاه)

fibre

فیبر، تار، رشته، الیاف، نخ، بافت، ترکیب، تاروپود

field

مزرعه، زمین، کشتزار، چراگاه، مرتع، میدان، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، رشته (تخصصی)، زمینه کار، زمینه، عرصه، پهنه، میدان، عمل، حوزه کار، دامنه، گستره

field of use

زمینه استفاده، زمینه کاربرد، حوزه بکارگیری

field recycling

بازیافت در محل، بازیافت میدانی (کارگاهی)

field trip

سفر پژوهشی، سفر تحقیقاتی، سفر کوتاه علمی (برای بازدید از محل)

figure

رقم، عدد، شکل، تصویر، عکس، نمودار، ریخت، ترکیب، چهره، شخصیت، شخص

filament

رشته، مفتول نازک، فیلامان

file

پرونده، پوشه، فایل، برگه‌دان، فیشیه، قفسه (پرونده)، سابقه، صف، ردیف، قطار، بایگانی کردن، در پرونده گذاشتن، تشکیل پرونده دادن، به صف کردن، به خط کردن، به ردیف کردن

file (master)

مجموعه‌ای از سوابق مرتبط به یکی از موضوعات اصلی یک سیستم اطلاعاتی (مانند مشتریان، کارمندان و ...)

filing

بایگانی، بایگانی کردن

«‹ ۱۴۹  ۱۵۰  ۱۵۱ ۱۵۲ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۱ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰