در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fatal accident

تصادف منجربه مرگ، تصادف منجر به فوت، تصادف فوتی

fatality

تلفات، مرگ‌ومیر، بلا، مصیبت، فاجعه، مرگ، هلاکت، تقدیر، قضا و قدر، سرنوشت

fatigue

خستگی، کوفتگی، کار شاق، زحمت

fault

گسل، گسله (زمین‌شناسی)، نقص، عیب، تقصیر، گناه، قصور، کوتاهی، اشتباه، خطا، عیب‌گرفتن، ایراد گرفتن، سرزنش کردن

fault reporting

گزارش دادن خطا، گزارش کردن نقص، گزارش دادن خرابی

faulting

گسلش (زمین‌شناسی)، گسیختگی قائم

faulting (slab)

جایجایی دال در امتداد درزها، گسلش دال

faulty

معیوب، خراب (دستگاه)، (کار) ناقص، غلط، نادرست، پر از غلط، پر از اشتباه

fauna

جانوران (خاص یک منطقه یا یک دوره)

fax

فکس، دورنگار، نمابر، فکس کردن، با دورنگار فرستادن

fear

ترس، وحشت، هراس، بیم، رعب، واهمه، خوف، خطر، امکان

feasibility

امکان‌سنجی، امکان‌پذیری، محتمل‌بودن، معقول بودن

feature

مشخصه، ویژگی، خصوصیت، خصیصه، صورت، چهره، بخش اصلی، موضوع عمده، مقاله اصلی، مطلب اصلی

fee

حق‌الزحمه، اجرت، کارمزد، مزد، دستمزد، پول، وجه، حق وکالت، حق طبابت، حق تدریس، حق عضویت، ورودیه، حق ثبت‌نام، شهریه، ملک مورث (حقوق)

fee (parking)

هزینه پارکینگ، حق پارکینگ، هزینه توقف

feed

تغذیه، خوراک، غذا، لوله تغذیه، مجرای تغذیه، مواد، مایه، سوخت (فنی)، غذا دادن، تغذیه کردن، (آب دریاچه، مخزن را) تأمین کردن، روشن نگه داشتن (آتش)

feedback

بازخورد، بازتاب، واکنش، نظر، اظهارنظر

feeder

غذادهنده، تغذیه‌کننده، خط تغذیه (برق)، شاخه فرعی، ریزابه (رودخانه)، خط فرعی، شاخه، شعبه (راه‌آهن، خط هوایی و ...)، جاده فرعی، فرعی (کانال، جاده، رود و ...)

feeder line

شاخه فرعی راه یا راه‌آهن، خط فرعی (برای وسایل نقلیه)، خط تغذیه، لوله تغذیه (آب، گاز)

feeder route

مسیر تغذیه‌کننده، راه تغذیه‌کننده

feeding

تغذیه، غذاخوراندن، سوخت‌رسانی

fell

قطع کردن، انداختن (درخت)، از پای درآوردن، از پای انداختن

صفحه  150  از  445