در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
all purpose roads
راههای چند منظوره، راههای همه کاربردی
all red
تمام قرمز (چراغ راهنمایی)
all red interval
مدت زمان تمام قرمز (چراغ راهنمایی)
all red period
مدت زمان تمام قرمز (چراغ راهنمایی)
all risks insurance
بیمه همه جانبه، بیمه کامل
all – in cost
قیمت کل، هزینه کامل
all – in insurance
بیمه همه جانبه، بیمه کامل
all – in material
مصالح در هم
all – or – nothing assigment
تخصیص همه یا هیچ
all – purpose a/
عمومی، همه کاره، چند منظوره، دارای کاربردهای گوناگون
all – purpose lane
خط عبوری چند منظوره
all – purpose road
راه چند منظوره، راه عمومی
all – red clearance time
زمان تخلیه تمام قرمز (چراغ راهنمایی)
all – red diagram
دیاگرام تمام قرمز (چراغ راهنمایی)
all – terrain vehicle
وسیله نقلیه چند منظوره، وسیله نقلیه کوهستانی یا صحرایی
all – walk phase [USA] a/
فاز تمام پیاده
allergic effect
اثر آلرژیک (حساسیتزا)
alley
راه باریک، مسیر انحرافی باریک، کوچه، راهرو
alley (b;ind)
کوچه بنبست، بنبست
alligator cracking
ترک خوردگی پوستسوسماری
allocated time
زمان تخصیص داده شده، زمان اختصاص یافته
allocation
تخصیص، اختصاص، تسهیم، تقسیم، توزیع
allocation (lane)
تخصیص خط عبوری
allocation models
مدلهای تخصیص
allocation of contract
تخصیص قرارداد، واگذاری قرارداد
allocation to lowest tender
واگذاری به پیشنهاد حداقل (مناقصه)
allochthonous fold
چین نابرجا
allochthonous rock
سنگ نابرجا
allogene fold
نهشت نابرجا
allotment
تقسیم، توزیع، تخصیص، تعیین
allotriomorphic
بی شکل
allotriomorphic structure
بافت نامنظم
allowable concentration (maximum)
حداکثر تراکم مجاز، حداکثر غلظت قابل قبول، حداکثر غلظت مجاز
allowable dose (maximum)
حداکثر میزان قابل قبول، حداکثر اندازه مجاز
allowable stress
تنش مجاز
allowance
رواداری، تخفیف، سهمیه، مقرری، فوقالعاده و کمک هزینه، فوقالعاده مجاز، اضافه مجاز
allowance (legal)
رواداری مجاز
allowance (parking)
توقف مجاز، پارک کردن مجاز
allowance (transport)
یارانه حملونقل، کمک هزینه حملونقل
allowance (travel)
فوقالعاده سفر
alloy
آلیاژ، فلز مرکب، همبسته، همجوش
alloy (light)
آلیاژ سبک
alloy steel
فولاد آلیاژی (ترکیبی)
alluvial
آبرفتی
alluvial a/
رسوبی، آبرفتی، ته نشستی، تهنشین شده، آبرفت
alluvial cone
مخروط آبرفتی
alluvial deposits
رسوبات تهنشین شده، رسوبات آبرفتی، ته نشستهای آبرفتی
alluvial fan
مخروط آبرفتی، مخروط رسوبی، مخروط افکنه
alluvial sand
ماسه آبرفتی
alluvial soils
خاکهای آبرفتی، خاکهای رسوبی
alluvium
مصالح رسوبی، آبرفت، رسوب
along the dip plane
در امتداد صفحه شیب
along the strike
در امتداد طبقه
alphabet
حروف الفبا
alphanumeric a/
دارای الفبا و عدد، وابسته به حروف الفبا و اعداد با هم، الفبایی ـ عددی
alphanumeric data
دادههای حرفی ـ عددی
alphanumeric sign
تابلوی حرفی ـ عددی
alterable memory
حافظه قابل تغییر
alteranate a/
متناوب، نوبتی، یک در میان، به دنبال هم
alteranate current
جریان متناوب (برق)
صفحه 15 از 445