expose در معرض دید قرار دادن، نشان دادن، آشکار کردن، بیحفاظ گذاشتن، در معرض خطر قرار دادن، به خطر انداختن، عرضه کردن، فاش کردن، علنی کردن
express صریح، واضح، روشن، سریع، تندرو، سریعالسیر، فوری، اکسپرس، ویژه، مخصوص، قطار سریعالسیر، حملونقل سریعالسیر، پست اکسپرس، بیان کردن، اظهار کردن، ابراز کردن، با پست فوری فرستادن، منتقل کردن، رساندن