در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
existing
موجود، فعلی، حاضر، کنونی
existing building
ساختمان موجود، بنای موجود
existing capacity
ظرفیت موجود
existing condition
وضع موجود، حالت فعلی
existing parking facilities
تسهیلات پارکینگ موجود
exit
خروج، عزیمت، راه خروج، در خروجی، خروجی، مرگ، رحلت
exit (bend)
خروجی پیچ
exit (built – up area)
محل خروج از منطقه ساخته شده، خروجی منطقه ساخته شده (شهری)
exit (car park)
راه خروج از پارکینگ، خروجی پارکینگ
exit (junction)
خروجی تقاطع
exit (lorry)
خروجی کامیون
exit (school)
خروجی مدرسه
exit (street)
خروجی خیابان
exit for works vehicles
خروج فقط برای وسایل نقلیه کارگاهی، خروجی مخصوص وسایل نقلیه کارگاهی
exit lane
خط (عبوری) خروجی
exit portal
دهانه خروجی
exit ramp [USA]
رمپ خروجی، رابط خروجی [اصطلاح آمریکایی]
exit sign (built – up area)
تابلوی خروجی منطقه ساخته شده (شهری)
exit slip road
رمپ (رابط) خروجی، سربالایی اتصال خروجی
exit speed
سرعت خروجی (از جریان اصلی)
exit taper
لچکی خروجی
exit width
پهنای خروجی، عرض خروجی
exit zone
ناحیه خروجی، محدوده خروجی
exiting flow
جریان خروجی
exiting traffic
ترافیک خروجی
expand
منبسط کردن، گسترش دادن، توسعه دادن، رونق بخشیدن، افزایش دادن، وسیع شدن، پهن شدن
expanded bicycle lane
خط عبوری دوچرخهروی عریض شده
expansion
انبساط، توسعه، گسترش، بسط، پهنه، گستره
expansion (cofficient of )
ضریب انبساط
expansion (thermal)
انبساط حرارتی
expansion joint
درز انبساط
expansion joint (comb)
درز انبساط شانهای
expansion strip
لایی انعطافپذیر، درز پرکن انعطافپذیر
expansive
قابل انبساط، انبساطپذیر، توسعه یافتنی، گسترشپذیر، توسعهدهنده، گسترشدهنده
expansive cement
سیمان با قابلیت انبساط
expectation
انتظار، چشم داشت، توقع، احتمال وقوع (حادثه)، پیشبینی
expenditure
مخارج، هزینه، خرج، صرف، مصرف
expenditure (capital)
مخارج سرمایهای
expenditure (current)
هزینه جاری
expenditure (discounted)
هزینه کاهشیافته، مخارج کاهشیافته
expenditure (enegry)
هزینه انرژی
expenditure (equipment)
هزینه تجهیزات
expenditure (household)
هزینه خانوار
expenditure (investment)
هزینه سرمایهگذاری
expenditure (national)
مخارج ملی
expenditure (operating)
هزینه (مخارج) بهرهبرداری، هزینه عملیاتی
expenditure (public)
مخارج دولتی، مخارج عمومی، هزینههای عمومی
expenditure (secondary)
هزینه ثانویه، مخارج فرعی
expenditure (warrant for)
تضمین مخارج، سند مخارج
expenditure distribution
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
expense
هزینه، خرج
expense (running)
هزینه جاری، هزینه استفاده
expense (working)
هزینه کار، هزینه عملیات
expense authorization of programme
مجوز (اختیار) مالی برنامه
expenses
مخارج، هزینهها
expenses (accessory)
مخارج فرعی (اضافی)
expenses (apportionment of)
تقسیم هزینهها، تخصیص هزینهها
expenses (general)
مخارج عمومی
expenses (incidental)
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
expenses (overhead)
هزینههای بالاسری
صفحه 145 از 445