در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

exceed

پا فراتر نهادن، فراتر رفتن، تجاوز کردن، بیشتر بودن، زیاده‌روی کردن، تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نادیده گرفتن

except

به جز، به غیر از، سوای،‌ استثنا کردن، مستثنا کردن، جدا کردن

except bus sign

تابلوی نشان‌دهنده مجاز بودن عبور وسایل نقلیه به استثنای اتوبوس

excess

زیاده‌روی، افراط، مازاد، فزونی، اضافی‌، زیادی

excessive

بیش از حد، زیاده از حد، مفرط، افراطی

exchange

مبادله، تبادل، رد و بدل، معاوضه، تبدیل ارز، بورس، بازار، رد و بدل کردن، مبادله کردن، معاوضه کردن، عوض کردن

Exchequer

وزارت دارایی، وزارت خزانه‌داری

exclusive

اختصاصی، خصوصی، منحصربه فرد، انحصاری

exclusive way

مسیر اختصاصی، مسیر انحصاری، مسیر ویژه

excursion

گردش، گشت، گشت‌وگذار، تور، سیاحت، انحراف، گریز

execute

اجرا کردن، انجام دادن، به اجرا درآوردن، پیاده کردن (طرح، نقشه)، به مرحله عمل درآوردن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، رسمی کردن، صورت قانونی دادن

execution

اجرا، انجام، طرز عمل، طرز اجرا، مهارت، استادی، قانونی کردن، رسمی کردن

executive

اجرایی، اداری، مدیر، مجری، قوه مجریه، هیأت اجرایی، هیأت عامل

executive order

دستورالعمل، دستور اجرایی، نظام اجرایی

exercise

فعالیت، کار، عمل، ورزش، تمرین، ممارست، مشق، مانور (نظامی)، اعمال، بکارگیری، استفاده، بهره‌گیری، ورزش دادن، تمرین دادن، اعمال کردن، به کارگرفتن، به کار انداختن، استفاده کردن، ورزش کردن، تمرین کردن، فعالیت کردن

exhaust

تخلیه گاز، گاز، دود، اگزوز، لوله اگزوز، به پایان رساندن، تمام کردن، مصرف کردن، خالی کردن، تهی کردن

exhaust duct

لوله اگزوز، لوله خارج کننده گازهای مصرف شده

«‹ ۱۴۲  ۱۴۳  ۱۴۴ ۱۴۵ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۴ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰