escape فرار، گریز، خروج، نشت، وسیله فرار، راه فرار، مفر، فرار کردن، گریختن، خارج شدن، نشت کردن، نجات یافتن، خلاص شدن
escape ramp (emergency) [USA] راه خروج اضطراری، رمپ فرار، رمپ نگهدارنده اضطراری، بستر نگهدارنده اضطراری [اصطلاح آمریکایی]
establish بنیاد نهادن، بنا کردن، پایهریزی کردن، برپا کردن، تأسیس کردن، تشکیل دادن، ایجاد کردن، برقرار کردن، تثبیت کردن، محرز کردن، محقق کردن، رسمیت بخشیدن
establishment پایهریزی، برپایی، بنا، تأسیس، تشکیل، ایجاد، برقراری، استقرار، تثبیت، مؤسسه، بنگاه، سازمان، بنیاد، افراد، پرسنل، دستاندرکاران
estate a/ ملک، زمین، دارایی، اموال، مایملک، طبقه سیاسی، گروه اجتماعی، شرایط، وضع، وضعیت، مرتبه، رتبه، مقام، شهرک
estimate برآورد، تخمین، ارزیابی، قضاوت، داوری، نظر، برآورد کردن، تخمین زدن، ارزیابی کردن، حساب کردن، نتیجه گرفتن