در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

equipped vehicle

وسیله نقلیه مجهز، وسیله نقلیه تجهیز شده

equity

انصاف، عدل، عدالت، تساوی، ارزش خالص، ارزش ویژه، سهم متعارف، سهم عادی

equivalence

هم‌ارزی، برابری، تساوی، تعادل، معادل بودن، معادل، هم‌ارز، برابر، مساوی، هم‌سنگ، هم‌تراز، هم‌ردیف

equivalent

معادل، هم‌ارز، برابر، مساوی، هم‌ارزش، هم‌تراز، هم‌سنگ، هم‌ردیف

eract v/

بنا کردن، بنا نهادن، ساختن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، برپا کردن، برافراشتن، سوار کردن، نصب کردن، کار گذاشتن، پدید آوردن، ایجاد کردن

erase v/

پاک کردن، محو کردن، زدودن، از بین بردن، پاک شدن، محو شدن

ergonomics

ارگونومیک، کارپژوهی، مهندسی محیط کار

erosion

فرسایش‌، سایش، کاهش، تضعیف، افول، زوال

«‹ ۱۳۹  ۱۴۰  ۱۴۱ ۱۴۲ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۱ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰