در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

alarm

هشدار، اخطار، آژیر هشدار، آژیر خطر

alarm device

دستگاه هشدار دهنده، ابزار اعلام خطر

alderman

عضو انجمن شهر، عضو ارشد انجمن محل

aleatory a/

اتفاقی، نامعلوم، نامطمئن، تصادفی

Algol

الگول (زبان الگوریتم)

alienation

صف‌بندی، خطی کردن، به خط در آوردن

alignment

مسیر، جهت، هم‌راستایی، پیاده‌کردن ( نقشه) مسیر، صف‌بندی، ردیف‌بندی، میزان کردن، تنظیم کردن

all

همه، تمام، جمیع

all lanes

همه خطوط عبوری، همه باندها

«‹ ۱۲  ۱۳  ۱۴ ۱۵ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰