در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

engrave

حک کردن، کندن، حکاکی کردن، گراور زدن، کلیشه زدن

engraving

حکاکی، قلم‌زنی، گراورسازی، کلیشه‌سازی، کلیشه، گراور

enrockment

دیواره سنگ‌چین، دیوار خشکه‌چین، موج شکن تخته سنگی (سازه‌های آبی)، سنگریزی، سنگ‌چینی (بنایی)

enter

وارد شدن،‌ داخل شدن، سوار شدن، ثبت نام کردن، اسم نوشتن، پیوستن، شروع کردن، ثبت کردن، وارد کردن، یادداشت کردن

enterprise

کار، اقدام، عمل، مسؤولیت، عزم، اراده، تهور، بی‌باکی، شرکت، مؤسسه، بنگاه، کار و کسب

enthalpy

حرارت فعال، انتالپی (گرمای درونی دستگاه بر حسب واحد جرم)

entrance

مدخل، راه ورودی، در، راهرو،‌ ورود، دخول، اجازه ورود، حق دخول

entrance ramp[USA]

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی [اصطلاح آمریکایی]

entrepreneur

کارفرما، کارآفرین، صاحبکار، سرمایه‌گذار، معامله‌گر، بنگاه‌دار، پیشه‌ور، پیمانکار، مقاطعه‌کار

entry

ورود، دخول، اجازه ورود، حق ورود، در، ورودی، مدخل، ثبت، وارد کردن، قلم، فقره (فهرست)

entry for buses only

ورودی مخصوص اتوبوس‌ها، ورود فقط برای اتوبوس‌ها

entry for works vehicles

ورود فقط برای وسایل نقلیه کارگاهی، ورودی مخصوص وسایل نقلیه کارگاهی

entry points

نقاط ورود، سوزن ورودی (راه‌آهن)

entry ramp

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی

entry slip road

رمپ (رابط) ورودی، سربالایی اتصال ورودی

enumeration

شمارش، نام بردن، یک به یک، صورت دادن، ذکر جزییات، بررسی موارد، صورت، سیاهه، ریز، فهرست، لیست

environment

محیط، محیط زیست، فضا، جو، اطراف، دور و بر، حول و حوش، پیرامون

«‹ ۱۳۷  ۱۳۸  ۱۳۹ ۱۴۰ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۹ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰