در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

engagement

تعهد، قول، التزام، قرار، وعده، استخدام، شغل، کار، جا رفتن، جا انداختن (دنده)

engine

موتور، لوکوموتیو

engine braking

کاهش دور موتور با گرفتن کلاچ در دنده سبک (بالا)

engine shed

انبار تعمیر و نگهداری لوکوموتیوها

engineer

مهندس، مسؤول موتورخانه، لوکوموتیوران، طراحی کردن، ساختن، اجرا کردن، پیاده‌ کردن، مهندسی کردن، کارهای مهندسی کردن

engineering

مهندسی، فن مهندسی، کار مهندسی

صفحه  138  از  445