در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

element

عنصر، رکن، المان، جزء، بخش، قسمت

elementary a/

مقدماتی، ابتدایی، اولیه، پایه، ساده، آسان

elevate

برکشیدن، بالابردن، بلند کردن، ارتقا دادن، ترفیع دادن

elevated

رفیع، برتر، بالا، هوایی، مرتفع، عالی، برجسته

elevation

ارتقا، ترفیع، ترقی، تپه، بلندی، ارتفاع، نما، برش قائم (نقشه‌کشی)، رقوم (نقشه‌برداری)، بلندکردن، بالا بردن،‌ بلند شدن، بالا رفتن

elongate

دراز کردن، کشیدن، توسعه دادن، گسترش دادن، بسط دادن

elongated

بلند و باریک، کشیده، دراز

elongation

کشیدگی، درازشدگی، انبساط طولی، امتداد

embanked road

راه برآمده (راهی که ارتفاع آن بیشتر از محیط اطراف باشد.)*

embark

سوار کشتی/ هواپیما کردن (مسافر)، بار کشتی / هواپیما کردن (کالا)، بار زدن، با کشتی/ هواپیما بردن (کالا)، سوار کشتی/ هواپیما شدن (مسافر)، بار کشتی/ هواپیما شدن (کالا) با کشتی/ هواپیما رفتن، مسافرگیری کردن، بارگیری کردن

embarking

مسافرگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، بارگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، سوار کردن، سوار شدن

embassy

سفارتخانه، سفارت، اعضای سفارت، هیأت نمایندگی

embed

نصب کردن، جای دادن، نشاندن، کار گذاشن، تثبیت کردن

emblem

آرم، مظهر، نشانه،‌ علامت، نماد

emergency

وضع اضطراری، حالت فوق‌العاده، پیشامد غیر مترقبه، امر ضروری، فوریت، اضطراری، فوق‌العاده، فوری، حیاتی، غیر مترقبه، غیر منتظره

emergency escape ramp [USA]

راه خروج اضطراری، رمپ فرار، رمپ نگهدارنده اضطراری، بستر نگهدارنده اضطراری [اصطلاح آمریکایی]

«‹ ۱۳۳  ۱۳۴  ۱۳۵ ۱۳۶ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۵ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰