drive رانندگی، ماشینسواری، فشار، پیشبرنده، انتقال نیرو، محرک، راندن، بردن، هدایت کردن، با ماشین رساندن، به حرکت درآوردن، کشاندن، سوق دادن، وادار کردن، حفر کردن، کندن، به وجود آوردن، ایجاد کردن، رانندگی کردن، با ماشین رفتن، سواره رفتن