در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
distance (stopping sight)
مسافت دید توقف، فاصله دید توقف
distance (total stopping)
مسافت توقف کامل، طول ایست کامل
distance (visibility)
مسافت دید، فاصله دید
distance (weaving)
مسافت تداخل، فاصله تداخل، مسافت همبری (راه)
distance between vehicles
فاصله میان وسایل نقلیه
distance gap
فاصله مکانی
distance interval
فاصله مکانی
distance keeping
حفظ فاصله
distance marker
علامت مسافتنما
distance panel
تابلوی مسافتنما
distance sign(s)
تابلو(های) مسافتنما، علایم مسافتنما
distance traveled
مسافت پیموده شده
distance unit
واحد مسافت، واحد فاصله
distillate
شیره، عصاره، اصل و جوهر هر چیزی
distillation
تقطیر، عرقگیری، عرق، عصاره، شیره
distortion
تغییر شکل، اعوجاج، کجشدگی، پیچیدگی، واپیچیدگی
distress
خرابی، فرسودگی، درد، رنج، عذاب، نگرانی، مایه رنج، گرفتاری
distress (degree of)
میزان خرابی
distress (surface)
خرابی سطحی
distress condition
وضعیت خرابی، حالت خرابی
distress mechanism
مکانیسم خرابی
distress model
مدل خرابی
distress rating
دستهبندی خرابی
distressed
رنجدیده، ناراحت، غمانگیز، فقیر، تنگدست
distressed area
منطقه فقیرنشین
distribute
توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، رساندن، پراکندن، طبقهبندی کردن، دستهبندی کردن
distributed control system
سیستم کنترل غیرمتمرکز
distributed data base
بانک اطلاعات توزیع شده (غیرمتمرکز)
distributed load
بار گسترده (سازه)
distribution
توزیع، پخش، تقسیم، پراکندگی
distribution (binomial)
توزیع دوجملهای
distribution (continuous)
توزیع پیوسته
distribution (cost)
توزیع هزینه
distribution (credit)
تقسیم اعتبار، توزیع اعتبار
distribution (discrete)
توزیع گسسته
distribution (expenditure)
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
distribution (green time)
تقسیم زمان چراغ سبز، توزیع زمان سبز (چراغ راهنمایی)
distribution (light)
پخش نور
distribution (normal)
توزیع نرمال
distribution (particle size)
توزیع اندازه ذره، توزیع دانهبندی (حاک)
distribution (Poisson)
توزیع پواسون
distribution (spatial)
توزیع فضایی
distribution (spectral)
توزیع طیفی
distribution (traffic)
توزیع ترافیک
distribution (trip)
توزیع سفر
distribution model
مدل توزیع
distribution model (traffic)
مدل توزیع ترافیک
distribution pipe
لوله توزیع (آبرسانی)
distributor
توزیعکننده، پخشکننده
distributor (automatic)
توزیعکننده خودکار
distributor (primary)
توزیعکننده اصلی، پخشکننده اصلی
distributor road
راه توزیعکننده، راه پخشکننده
distributor road (district)
راه توزیعکننده محلی
distributor road (local)
راه توزیعکننده محلی
distributor street
خیابان توزیعکننده
district
بخش، ناحیه، حوزه، منطقه
district (business)
منطقه تجاری
district (central business)
ناحیه تجاری مرکزی، منطقه تجاری در مرکز شهر
district (county)
ناحیه روستایی، ناحیه برونشهری
district (remote)
محله دورافتاده، منطقه پرت
صفحه 123 از 445