disorder بینظمی، آشفتگی، به همریختگی، نابسامانی، ناآرامی، شلوغی، اختلال، ناراحتی، بینظمی، به هم زدن، مختل کردن، خراب کردن
dispatch ارسال، فرستادن، مخابره، اعزام، گزارش (رسمی)، خبر، پیام، شتاب، تعجیل، ارسال کردن، مخابره کردن، اعزام کردن، به سرعت انجام دادن، سریع به پایان رساندن