diffuse پخش کردن، پراکندن، منتشر کردن، پخش شدن، پراکنده شدن، منتشر شدن، پخش شده، منتشر شده، اشاعه یافته، پراکنده
dim v/ ضعیفکردن، کم کردن، کم نور کردن، مبهم کردن، محو کردن، تاریک کردن، تضعیف کردن، ضعیف شدن، کم شدن، کم نور شدن، مبهم شدن، محو شدن، تاریک شدن، تضعیف شدن
dip شیب، شیب چینه (زمینشناسی)، سراشیب، سرازیری، غوطه، شستشو، شیب یافتن، سرازیرشدن، فرو بردن، پایین آوردن، فرود آوردن، کاهش یافتن، افت کردن
direct مستقیم، راست (خط، راه)، بیواسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن