در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

diffuse

پخش کردن، پراکندن، منتشر کردن، پخش شدن، پراکنده شدن، منتشر شدن، پخش شده، منتشر شده، اشاعه یافته، پراکنده

diffuse lighting

روشنایی پراکنده، نورپردازی پخش شده (غیر متمرکز)

diffusiometer

اندازه‌گیر میزان انتشار، اندازه‌گیر میزان پخش، انتشارسنج

diffusion

پخش (نور)، اشاعه، انتشار (خبر)، پراکندن

digest

خلاصه، چکیده، هضم کردن، فهمیدن، درک کردن، تنظیم کردن، مرتب کردن، تحمل کردن، قبول کردن

digger

دستگاه حفاری، حفر کننده

digital a/

رقمی، عددی، رقومی، دیجیتالی، انگشتی

digitization

رقمی کردن، دیجیتالی کردن، رقومی کردن، رقمی سازی

diluent

رقیق‌کننده، ماده رقیق‌کننده

dim v/

ضعیف‌کردن، کم کردن، کم نور کردن، مبهم کردن، محو کردن، تاریک کردن، تضعیف کردن، ضعیف شدن، کم شدن، کم نور شدن، مبهم شدن، محو شدن، تاریک شدن، تضعیف شدن

dimension

اندازه، بُعد، بزرگی، وسعت

dimmer

کلید تنظیم شدت نور، کلید کاهنده

din

سروصدا، جاروجنجال، هیاهو، غوغا

diode

دیو، لامپ دوالکترودی

dip

شیب، شیب چینه (زمین‌شناسی)، سراشیب، سرازیری، غوطه، شستشو، شیب یافتن، سرازیرشدن، فرو بردن، پایین آوردن، فرود آوردن، کاهش یافتن، افت کردن

dip headlights

نورپایین، نور پایین انداختن (چراغ‌های اتومبیل)

diploma

دیپلم، مدرک، گواهی‌نامه

diplomat

سیاستمدار، دیپلمات، نماینده سیاسی

direct

مستقیم، راست (خط، راه)، بی‌واسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن

«‹ ۱۱۷  ۱۱۸  ۱۱۹ ۱۲۰ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۹ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰