در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
device (speed restraint)
ابزار محدود کننده سرعت
device (ssounding)
وسیله عمقیاب، ابزار عمقیابی (ژرفایابی)
device (starting)
وسیله راهاندازی (حرکت)
device (traffic calming)
ابزار آرامسازی ترافیک
device (warning)
ابزار هشداردهنده، وسیله اخطاردهنده، ابزار اعلام خطر
device (weigh – in - motion)
ابزار توزین در حال حرکت
dewatering
آبگیری، تخلیه آب، زهکشی
diagnosis
شناسایی، تشخیص
diagnosis (safety)
تشخیص ایمنی
diagonal
قطری، عضو قطری (سازه)، مورب، ضربدری
diagonal crack
ترک اریب، ترک مورب (بتن مسلح)
diagonal crossing [USA]
گذرگاه مورب (قطری) [اصطلاح آمریکایی]
diagram
نمودار، شکل
diagram (all – red)
دیاگرام تمام قرمز (چراغ راهنمایی)
diagram (block)
نمودار کلی، نمودار عمومی، نمودار بلوکی، نمودار جعبهای
diagram (block) [computer]
بلوک دیاگرام
diagram (data flow)
نمودار جریان دادهها
diagram (flow concentration)
نمودار تمرکز جریان
diagram (flow) [data]
نمودار جریان، نمودار گردش کار، روندنما، فلوچارت [دادهها]
diagram (fundamental)
نمودار پایه
diagram (mass haul)
منحنی بروکنر، منحنی حمل خاک
diagram (phase) [physics]
نمودار فازی [فیزیک]
diagram (stage)
نمودار مرحلهای، نمودار فازی
diagram (staging)
نمودار مرحلهبندی
diagram (time – distance)
نمودار مسافت ـ زمان
diagram (tree)
نمودار درختی
diagrammatic sign
تابلوی تصویری، علامت تصویری
dial
صفحه مدرج (رادیو، ساعت)، شمارهگیر (تلفن)، شماره گرفتن
dial number
شماره تلفن
dial – a – bus
درخواست اتوبوس توسط تلفن، اتوبوس تلفنی
dial – a – ride
درخواست وسیله نقلیه توسط تلفن، وسیله نقلیه تلفنی
dial – a – taxi
درخواست تاکسی توسط تلفن، تاکسی تلفنی
dialing code
کد تلفن (بریتانیا)
dialogue
گفتگو، مکالمه، گفتو شنود، مذاکره، تبادل نظر
diameter
قطر، کلفتی، ضخامت
diameter (inscribed circle)
قطر دایره محاطی
diamond
الماس، شکل لوزی
diamond disc
دیسک لوزیشکل، دیسک الماسی
diamond disc groover grinding
سمبادهزنی با دیسک الماسی، تراشکاری با دیسک الماسی
diamond interchange
تقاطع غیرهمسطح لوزی شکل
diamond junction
تقاطع لوزی، تقاطع نیمه شبدری
diaphragm wall
دیوار دیافراگم، دیوار غشایی، دیوار جداکننده
diatomaceous earth
خاک دیاتومه
dichotomy
تقسیم به دو بخش، تقسیم به دو دسته، دو شاخه شدن
dictionary
فرهنگ لغت، لغتنامه، واژهنامه
dielectric a/
عایق الگتریسیته، دیالکتریک
dielectric constant
ثابت دیالکتریک
diesel
دیزل، موتور دیزل، موتور گازوییلی، وسیله نقلیه دیزلی، گازوییل
diesel bus
اتوبوس گازوییلی
diesel engine
موتور دیزلی
diesel oil
گازوییل، سوخت دیزل
difference
فرق، تفاوت، اختلاف، تمایز، اختلافنظر، باقیمانده، مابهالتفاوت
difference (time)
اختلاف زمان
difference in level
تفاوت در سطح، تفاوت در تراز
difference method (finite)
روش تفاضلی، روش تفاوت محدود، روش تفاضل محدود
difference of potential
اختلاف پتانسیل
differential
تفاضلی، افتراقی، اختلافی، متفاوت، متمایز، دیفرانسیل
differential calculus
حساب دیفرانسیل
differential fare
تعرفه متغیر
differential settlement
نشست نسبی، نشست ناهموار
صفحه 118 از 445