در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

detailed

مفصل، تفصیلی، مشروح، پر از جزییات، مبسوط، جامع

detect

کشف کردن، پیدا کردن، ‌شناسایی کردن، تشخیص دادن، تمیز دادن

detecting

آشکارسازی، پیدا کردن، آشکار کردن، شناسایی کردن

detection

کشف، شناسایی، تشخیص، آشکارسازی، نمایان‌سازی

detector

آشکارساز، شناسگر، یابنده شناسایی‌کننده

deterioration

وخامت، خرابی، بدتر شدن، خراب شدن،‌ آسب‌دیدگی، فساد، تخریب، زوال، انهدام

determinant

تعیین‌کننده، نمایانگر، مبیّن

determinantion

تعیین، مشخص‌کردن، محاسبه، حساب کردن، تصمیم، عزم، اراده، قصد نیت

detour

راه فرعی، مسیر انحرافی، انحراف، تغییر مسیر، پیچ

detritus

آوار، مواد خردوریز، مواد باقی‌مانده حاصل از هوازدگی سنگ‌ها

صفحه  116  از  445