در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
detailed
مفصل، تفصیلی، مشروح، پر از جزییات، مبسوط، جامع
detailed account
بررسی حساب
detailed design
طرح تفصیلی
detailed estimate
برآورد مشروح، برآورد تفصیلی
detailed proposals
پیشنهادهای تفصیلی
detailed safety study
مطالعه تفصیلی ایمنی
detailed site analysis
تحلیل تفصیلی محل
detect
کشف کردن، پیدا کردن، شناسایی کردن، تشخیص دادن، تمیز دادن
detecting
آشکارسازی، پیدا کردن، آشکار کردن، شناسایی کردن
detecting loop
حلقه آشکارساز، حلقه شناسگر
detection
کشف، شناسایی، تشخیص، آشکارسازی، نمایانسازی
detection (crack)
تشخیص ترک، شناسایی ترک
detection (fault)
شناسایی نقص، عیبیابی
detection (ice)
شناسایی یخ، تشخیص یخ
detection (incident)
آشکارسازی حادثه، شناسایی حادثه
detection (loop)
شناسایی توسط حلقه (شمارش ترافیک)
detection (vehicle)
شناسایی وسیله نقلیه
detection equipment
تجهیزات شناسایی، تجهیزات آشکارسازی
detection equipment (vehicle)
تجهیزات شناسایی وسیله نقلیه
detection loop
حلقه آشکارساز، لوپ آشکارساز
detector
آشکارساز، شناسگر، یابنده شناساییکننده
detector (acoustic)
شناسگر صوتی، آشکارساز اکوستیک
detector (axle)
آشکار ساز محور، دستگاه تشخیص محور
detector (fog)
شناسگر مه، آشکارساز مه
detector (ice)
شناسگر یخ، آشکارساز یخ
detector (induction loop)
شناسگر حلقه القایی
detector (inductive loop)
شناسگر حلقه القایی
detector (infrared)
شناسگر مادون قرمز
detector (loop)
آشکارساز حلقهای (شمارش ترافیک)
detector (microwave)
شناسگر ریز موجی، شناسگر مایکروویو
detector (passive)
شناسگر غیر فعال، شناسگر کنشپذیر
detector (profile)
آشکارساز نیمرخ
detector (selective)
شناسگر انتخابی، شناسگر گزینشی
detector (snow)
دستگاه تشخیص برف، آشکارساز برف
detector (sonic)
آشکارساز صوتی
detector (tactil)
آشکارساز لمسی
detector (ultrahigh - frequency)
آشکارساز فراتواتر، شناسگر با فرکانس بسیار بالا
detergent
پاککننده شوینده
detergent (hard)
پاککننده قوی
detergent (soft)
پاککننده ملایم
detergent (vehicle)
شناسگر وسیله نقلیه، آشکارساز وسیله نقلیه
deterioration
وخامت، خرابی، بدتر شدن، خراب شدن، آسبدیدگی، فساد، تخریب، زوال، انهدام
deterioration (pavement)
خرابی روسازی، اضمحلال روسازی
deterioration (road)
خرابی راه، اضمحلال راه
deterioration cure
منحنی خرابی
deterioration factor
عامل زوال، عامل خرابی
deterioration model
مدل خرابی
deterioration of the environment
تخریب محیط زیست
deterioration process
فرایند خرابی
deterioration rate
میزان خرابی، نرخ خرابی
determinant
تعیینکننده، نمایانگر، مبیّن
determinantion
تعیین، مشخصکردن، محاسبه، حساب کردن، تصمیم، عزم، اراده، قصد نیت
determinantion of priorities
تعیین اولویتها
deterrence function
نقش بازدارندگی، کاربرد بازدارندگی (ترافیک)
deterrent
بازدارنده، مانع
detonator
چاشنی، منفجر کننده
detour
راه فرعی، مسیر انحرافی، انحراف، تغییر مسیر، پیچ
detrimental
زیانبخش، مضر، زیانآور
detrimental effect
اثر زیانبخش
detritus
آوار، مواد خردوریز، مواد باقیمانده حاصل از هوازدگی سنگها
صفحه 116 از 445