deputy قائممقام، جانشین، کفیل، نایب، معاون (اداره، سازمان)، نماینده، عضو هیأت نمایندگی، نماینده مجلس
derive v/ استخراج کردن، بیرون کشیدن، استنتاج کردن، بدست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، ناشی شدن، نشأت یافتن، سرچشمه گرفتن
design طرح، نقشه، طراحی، نقشهکشی، نیت، مقصود، طرح کردن، نقشه کشیدن، طرح دادن، طراحی کردن، برنامهریزی کردن، ساختن، درنظرگرفتن، تخصیص دادن