در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

depart

رفتن، عزیمت کردن، روانه شدن، فاصله‌گرفتن، جداشدن، دورشدن

department [ministry]

وزارتخانه، وزارت،‌ اداره ، دایره، بخش، واحد، قسمت، غرفه (فروشگاه)

departmental a/

وزارتی، وزارتخانه‌ای، اداری، سازمانی، (مربوط به) بخش، (مربوط به) قسمت

departure

عزیمت، رفتن، حرکت، خروج، جدایی، انحراف، دوری، ترک

departure information

اطلاعات مربوط به زمان‌های حرکت (عزیمت)، اطلاعات خروج

deposit [money] v/

سپردن، امانت‌گذاشتن، ودیعه‌گذاشتن، گرویی گذاشتن، وثیقه گذاشتن، بیعانه دادن، از پیش‌پرداختن

deposits (alluvial)

رسوبات ته‌نشین‌شده، رسوبات آبرفتی، ته‌نشین‌های آبرفتی

depot

گاراج، پایانه، انبار، دپو، ایستگاه اتوبوس، ایستگاه قطار، آمادگاه (نظامی)

depot (bus)

دپوی اتوبوس، ایستگاه اتوبوس

depot (maintenance)

مرکز نگهداری، انبار تعمیر و نگهداری، دپوی تعمیر و نگهداری

depreciate v/

قیمت را پایین دادن، تنزل دادن، مستهلک کردن، ناچیز شمردن، بی‌ارزش شمردن، تنزل کردن، افت کردن، پایین آمدن، مستهلک شدن

depreciation

استهلاک، کاهش بها، کسر بها، افت قیمت، توفیر استهلاک (حسابداری)، ناچیز شماری

depressed

افسرده، غمگین، دچار رکود، بحران‌زده، راکد، خوابیده، کساد

depressed arch

قوس گودرفته، قوس مقعر، قوس کم‌خیز، قوس خفته، قوس شاه‌عباسی (معماری)

depressed area

منطقه محروم، منطقه دارای رکود اقتصادی (بی‌رونق)

depression

تورفتگی، گودشدگی، رکود اقتصادی، رکود، کسادی، بحران اقتصادی

depth

عمق، گودی، ژرفا، قعر، ارتفاع، پهنا، ضخامت، شدت، حدت، بسیاری

صفحه  113  از  445