در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

deformed state

حالت بعد از تغییر شکل، حالت تغییریافته

defraud v/

کلاهبرداری کردن، تقلب کردن

defrosting

یخ چیزی را آب کردن، یخ‌زدایی

degree

مرحله، درجه، مقام، رتبه، منزلت، پایه، موقعیت اجتماعی

degree (second)

درجه دوم (مثلاً در مورد سوختگی یا قتل)

delay

تأخیر، دیرکرد، معطلی، فوت وقت

delegate

نماینده، وکیل، مأمور، فرستاده، به نمایندگی فرستادن، نماینده کردن، تفویض کردن، محول کردن، واگذار کردن

delegation

نمایندگی، وکالت، نیابت، واگذاری، تفویض

deliberation

بررسی، تأمل، سنجش، کنکاش، مشورت، شور

delineation

ترسیم، رسم ‌نمای کلی، مشخص کردن، بازنمایی، تصویر، توصیف، تشریح

delinquent

تقصیرکار، اهمال‌کار، خطاکار، مقصر، مجرم، بزهکار

delivery

واگذاری، انتقال، تحویل، توزیع، پخش، طرز بیان، شیوه بیان

«‹ ۱۰۹  ۱۱۰  ۱۱۱ ۱۱۲ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۱ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰