در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

decrease

کاهش، تقلیل، افت، کم شدن، کاستن، کاهش یافتن، تقلیل یافتن، پایین آمدن، افت کردن، کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن

decree

فرمان، حکم، امر، رأی، فتوی، مشیت، تقدیر، فرمان دادن، امر کردن، مقرر داشتن

decrement

کاهش، نقصان، تقلیل، افت، کاستی، کمبود، فقدان، تخفیف

deduct v/

کاستن، کسر کردن، کم کردن

deductible

کسر کردنی، کم‌کردنی، قابل کسر

deductible tax

مالیات قابل تخفیف، مالیات کسر شدنی

deduction

کسر، تخفیف، مبلغ بخشوده (معاف از مالیات)، قیاس، استنتاج، استنباط، نتیجه‌گیری، نتیجه

deed

کار، عمل، فعل، کردار، رفتار، سند، قباله

deep

عمیق، گود، ژرف، سنگین (برف)، پهن، کلفت

default

قصور، کوتاهی، نبود، فقدان، عدم، غیبت، قصور در پرداخت، غایب بودن، غیبت کردن، کوتاهی کردن، سرموعد نپرداختن

default in paying

عدم پرداخت، قصور در پرداخت، کوتاهی در پرداخت

defect

عیب، نقص، خطا، کاستی، نقصان

defective

خراب، معیوب (دستگاه)، ناقص

defer

به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، به وقت دیگر موکول کردن

deficiency

کمبود، نقصان، کمی، نبود، کسر، کسری (مالی)، نقص، ضعف

definition

تعریف، شرح، وصف، توصیف، تعیین، روشنی، صراحت،‌ وضوح، مشخص بودن

definitive

قطعی، نهایی، مشخص کننده، روشنگر، دقیق

deflection

افت، خمیدگی، تغییر شکل خمشی (سازه)، انحراف (نقشه‌برداری)

deflectograph

دستگاهی که میزان انحراف را ثبت می‌کند، افت‌وخیزنگار

deform

تغییر شکل دادن، از شکل انداختن

deformabilily

تغییر شکل‌پذیری، قابلیت تغییر شکل

«‹ ۱۰۸  ۱۰۹  ۱۱۰ ۱۱۱ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۰ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰