در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

curved

منحنی، خمیده، هلالی، قوس‌دار، قوسی

curved ramp

رابط خمیده، رابط قوسی، رمپ قوسی

custom

رسم، عادت، سنت، عرف، آیین، خرید، معامله

customs

گمرک، ایست بازرسی، حقوق گمرکی، اداره گمرک

customs union

اتحادیه گمرکی، توافق‌نامه گمرکی

cut

خاکبرداری، برش، خاک کنده شده، حفر کردن (تونل)، قطع کردن، بریدن، خاموش کردن

cut (short)

میان‌بُر، راه میان‌بُر، راه کوتاه

cut and cover

حفاری روباز (تونل‌زنی، لوله‌گذاری)

cut [after overtaking]

منحرف شدن پس از سبقت، در مسیر اتومبیل دیگری وارد شدن، ویراژ دادن

cutoff

دیواره آب‌بند (پی)، کانال آب‌بند، قطع آرماتور (بتن مسلح)، برش، قطع، جداسازی

cutoff wall

زاویه دیواره آب‌بند، هسته آب‌بند (سد)

cutter

دستگاه برش، ماشین برش، تیغه

cycle

چرخه، دوره، دوچرخه، موتورسیکلت، دور زدن، چرخیدن، دوچرخه‌سواری کردن، موتورسواری کردن

cycle (junction signal)

چرخه چراغ‌ راهنمایی در تقاطع، سیکل چراغ راهنمایی تقاطع

«‹ ۱۰۳  ۱۰۴  ۱۰۵ ۱۰۶ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۵ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰