در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

crossing (pedestrian)

محل عبور عابر پیاده (از عرض معبر)، گذرگاه عابر پیاده

crossing (pelican)

گذرگاه عابر پیاده کنترل‌شده با چراغ راهنمایی

crossing gate

راه‌بند تقاطع، مستحفظ گذرگاه (راه و راه‌آهن)

crossing service

خدمات عبوری (مانند خط کشی‌ها، گذربان‌ها و ...)

crossover (carriageway) [at workws]

بازشدگی (معبر) جداکننده وسط سواره‌رو برای هدایت وسایل نقلیه به سواره‌روی مقابل [عملیات تعمیر و نگهداری]

crosswind

باد مخالف، باد عمود (بر ساختمان)

crown

تاج (سد)، مهره تاق، کلید تاق (معماری)، رأس، اوج، بالا، نوک، وسط (جاده)

crude a/

خام، ناخالص، تصفیه نشده، ناقص، ناتمام

cruise

سفر تفریحی در دریا، گردش دریایی، گشت‌زنی (ماشین پلیس)، گشتن، گشت زدن (با کشتی)، با سرعت بهینه حرکت کردن (اتومبیل)، در ارتفاع مناسب پرواز کردن، گشت زدن (ماشین پلیس)

crush

فشار، ازدحام، شلوغی،‌خرد کردن، کوبیدن، فشردن، له کردن

crystal

بلور، کریستال، بلوری، بلورین، شفاف، روشن

cubage

گنجایش حجمی، حجم کل (حجم کل ساختمان)

cubature

مشخص کردن حجم، سنجش حجم

cube

مکعب، توان سه

culvert

آبرو، کالورت، آب‌گذر

culvert (box)

آبروی جعبه‌ای، آبروی صندوقه‌ای

cumulative

فزاینده، روبه افزایش، متراکم، تراکمی، تجمعی، انباشتی

«‹ ۱۰۱  ۱۰۲  ۱۰۳ ۱۰۴ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۳ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰