در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

crib

چوب‌بندی، تیربست (معماری)، شبکه تیربست زیرپی، صندوقه تیربست (پی‌سازی)

crime

جرم، جنایت، قانون‌شکنی، خطا، تقصیر

criminal a/

جنایی، خلاف اخلاق، جنایتکارانه، تبهکارانه

crisis

بحران، مرحله بحرانی، موقع حساس، نقطه عطف

criteria

معیار، ملاک، ضابطه، میزان، مقیاس

critical a/

بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک

cross

صلیب، ضربدر، علامت جمع، عبور، قطع، گذشتن، گذر، چهارراه، از وسط گذشتن، عبور کردن، رد شدن

cross tunnel

دالان اتصال، تونل عرضی، تونل خدماتی، تونل اتصالی

crossbuck

علامت ضربدری شکل هشداردهنده در تقاطع راه با راه‌آهن

crossing

تقاطع، گذرگاه، محل عبور، محل گذر، گذر، عبور، گذار، گذشتن

crossing (cycle)

محل عبور دوچرخه و موتورسیکلت، محل عبور وسیله نقلیه دوچرخ

crossing (ferry)

گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)

«‹ ۱۰۰  ۱۰۱  ۱۰۲ ۱۰۳ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۲ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰