در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
aerial photography
عکسبرداری هوایی
aerodynamics
آیرودینامیک
aeronautics
هواپیمایی
aeroplane
هواپیما
aesthetic a/
زیبایی، علم زیباشناسی
aesthetic nuisance
آسیب به زیبایی، لطمه به زیبایی
affair
کار، امر، موضوع، مسأله
affiliated company
شرکت تابعه، شرکت وابسته
affreightment
کرایه یا قرارداد استفاده از کشتی (یا بخشی از آن) برای حمل کالا
afmag method - audio frequency magnetic field method
روش آفماگ
aframe brace - Amast
جرثقیل دوپایه
after flow
جریان دنباله
after – sales service
خدمات پس از فروش
afterdamp - aftergases
پس گاز
age
سن، سال، قدمت
age bracket
گروه سنی
age group
گروه سنی
age group (accidents per)
تصادفات طبقهبندی شده بر حسب گروه سنی
ageing
پیرشدگی، کهنگی (فلزات، بتن)، پیر شدن
ageing (accelerated)
پیرشدگی تسریع شده
ageing (artificial)
پیرشدگی مصنوعی
ageing (binder)
پیرشدگی ماده چسبنده
ageing (natural)
پیرشدگی طبیعی
ageing (pavement)
پیرشدگی روسازی
ageing resistance
مقاومت در برابر پیرشدگی
ageing test
آزمایش پیرشدگی
agency
آژانس، بنگاه، مؤسسه، اداره، شعبه، نمایندگی، نفوذ، کمک، عمل، وساطت
agency (house)
آژانس مسکن
agency (press)
آژانس خبری، خبرگزاری
agenda
دستور جلسه
agent
عامل، نماینده، کارگزار، دلال، واسطه، نمایندگی، آژانس
agent (adhesion)
ماده چسباننده
agent (advertising)
مشاور تبلیغاتی
agent (air – entraining)
ماده هوازا (بتن)، هوازا، ترکیباتی برای هوا دادن بتن
agent (anti – icing)
ماده ضد یخ
agent (antistripping)
افزودنی ضد عریانشدگی (آسفالت)
agent (chemical)
عامل شیمیایی، افزودنی شیمیایی
agent (curing)
ماده عمل آورنده (بتن)
agent (diluting)
ماده رقیقکننده
agent (emulsifying)
عامل امولسیون ساز
agent (house)
مشاور مسکن
agent (retarding) [concrete]
ماده (افزودنی) کندگیر کننده [بتن]
agent (stabilizing)
عامل تثبیت، ماده تثبیتکننده
agent (surface – active)
ماده فعال سطحی
agent (tickening)
عامل افزایش ضخامت
agent (water – reducing)
افزودنی کاهنده آب، روانساز (بتن)
agent (wetting)
عامل مرطوبکننده، افزودنی مرطوبکننده، ماده خیسکننده
agglomerate
جوش سنگ آتشفشانی
agglomeration
همجوشی، تراکم، انباشتگی، کلوخه شدن، تجمع دانهها (به هم چسبیده)
agglutinate
به هم جوش خوردن
aggravation
شدید شدن، وخیم شدن، وخامت، تشدید
aggregate
مصالح سنگی، سنگدانه، مصالح دانهای، مجموعه، انبوه
aggregate (artificial)
سنگدانه مصنوعی، مصالح سنگی مصنوعی
aggregate (bitumen – bound graded)
مصالح سنگی دانهبندی شده همراه با بیندر (چسبنده) قیری
aggregate (bound graded)
مصالح سنگی دانهبندی شده تثبیت شده
aggregate (calcined)
سنگدانه آهکی شده
aggregate (cement - bound graded)
مصالح سنگی دانهبندی شده با چسبنده سیمانی
aggregate (coarse)
سنگدانه درشت، مصالح درشت دانه (بتن)
aggregate (coloured)
سنگدانه رنگی
aggregate (embedment of)
به خورد راه دادن مصالح سنگی
صفحه 10 از 445