در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

affair

کار، امر، موضوع، مسأله

affreightment

کرایه یا قرارداد استفاده از کشتی (یا بخشی از آن) برای حمل کالا

age

سن، سال، قدمت

ageing

پیرشدگی، کهنگی (فلزات، بتن)، پیر شدن

agency

آژانس، بنگاه، مؤسسه، اداره‌، شعبه، نمایندگی، نفوذ، کمک، عمل، وساطت

agent

عامل، نماینده، کارگزار، دلال، واسطه، نمایندگی، آژانس

agent (wetting)

عامل مرطوب‌کننده، افزودنی مرطوب‌کننده، ماده خیس‌کننده

agglomeration

هم‌جوشی، تراکم، انباشتگی، کلوخه شدن، تجمع دانه‌ها (به هم چسبیده)

aggravation

شدید شدن، وخیم شدن، وخامت، تشدید

aggregate

مصالح سنگی، سنگدانه، مصالح دانه‌ای، مجموعه، انبوه

صفحه  10  از  445