در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

cloud

ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن

clump

کپه، دسته، انبوه

cluster

خوشه، گروه، دسته، انباشت، تراکم، جمع شدن، دسته شدن، گرد آمدن

cluster houses

مجموعه‌ای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)

clutch

کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن

clutter

آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بی‌نظمی

coach

اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راه‌آهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن

coal

زغال، زغال‌‌سنگ

coal tar

قطران زغال‌سنگ، قطران

coalescence

پیوستن، ادغام، اتصال، به هم‌پیوستگی

coast

ساحل، کرانه، کناره، لب دریا، در امتداد ساحل حرکت کردن، در امتداد ساحل سفر کردن

coat

لایه، قشر، اندود، روکش، پوشش

coat (sealing)

لایه عایق‌بندی، اندود آب‌بندی، قشر درزگیری

«‹ ۹۶  ۹۷  ۹۸ ۹۹ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰