در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

clearway

امتداد باز، جاده توقف ممنوع

clearway (bus stop)

حریم ایستگاه اتوبوس، قسمت توقف ممنوع ایستگاه اتوبوس

cleavage [geology]

گسستگی، ترک، گرایش برخی سنگ‌های معدنی به شکستن در امتداد سطوح صاف [زمین‌شناسی]

climate

آب و هوا، اقلیم، شرایط اقلیمی، اوضاع، جو

climatic a/

آب و هوایی، اقلیمی، مربوط به آب و هوا

clinlker

کلینکر، جوش کوره، کلوخه (سیمان)، پوکه زغال سنگ

clip

بست، گیره، گیره زدن، با گیره وصل کردن

clock

ساعت (دیواری یا رومیزی) وقت گرفتن، وقت نگه داشتن

clog

مانع، سد، بستن، سد کردن، مسدود کردن (لوله، گذرگاه)، از حرکت انداختن، کند کردن (دستگاه)

close

نزدیک، نزدیک هم، به هم فشرده، بی‌فاصله، دقیق، پیگیر، بن‌بست (کوچه)، بستن، مسدود کردن (جاده، لوله)، پایان دادن، خاتمه دادن، به هم نزدیک شدن، به هم نزدیک کردن، نزدیک شدن

close grading

دانه‌بندی بسته، دانه‌بندی با اندازه‌های نزدیک به هم

closed

بسته، مسدود (راه)، بند، گرفته (لوله)، تعطیل

closed loop

حلقه بسته، لوپ بسته، مدار بسته

closed to traffic (road)

راه به روی ترافیک عبوری بسته راست، راه بسته شده به روی ترافیک

closure

انسداد، بستن، پایان، انتها، خاتمه

«‹ ۹۵  ۹۶  ۹۷ ۹۸ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۷ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰