clear شفاف، صاف، واضح، روشن، آشکار، مشخص، مسلم، بدیهی، با، خلوت (جاده)، تماماً، کاملاً، تصفیه کردن، صاف کردن، تخلیه کردن، برداشتن، رفع کردن
clearance پاکسازی، باز کردن (راه، زمین)، تخلیه، بیرون ریختن، فضای ایمن، فضای مانور، فاصله ایمن، لقی، رواداری، جای آزاد برای حرکت یا عبور، فاصله بین وسیله نقلیه و سقف پل یا تونل، ارتفاع ایمن (پل)