در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

cleaner

نظافتچی، رفتگر، لکه‌گیر

cleaning

پاکسازی، عمل پاکیزه کردن، نظافت، تمیزکاری

cleansing

عمل پاکسازی، تصفیه، پالودن

cleansing department

اداره خدمات شهری (اداره مسؤول پاکسازی خیابان‌ها و جمع‌آوری زباله‌ها)

clear

شفاف، صاف، واضح، روشن، آشکار، مشخص، مسلم، بدیهی، با، خلوت (جاده)، تماماً، کاملاً، تصفیه کردن، صاف کردن، تخلیه کردن،‌ برداشتن، رفع کردن

clearance

پاکسازی، باز کردن (راه، زمین)، تخلیه، بیرون ریختن، فضای ایمن، فضای مانور، فاصله ایمن، لقی، رواداری، جای آزاد برای حرکت یا عبور، فاصله بین وسیله نقلیه و سقف پل یا تونل، ارتفاع ایمن (پل)

clearance (ground)

فاصله عمودی بین سطح تماس لاستیک با زمین و شاسی وسیله نقلیه

clearance interval

فاصله زمانی تخلیه، زمان تخلیه (در چراغ‌های راهنمایی)

clearing

پاکسازی، آماده کشت کردن زمین، بوته‌کنی، تخلیه، تسطیح

«‹ ۹۴  ۹۵  ۹۶ ۹۷ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۶ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰