در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

civilization

تمدن، مدنیت، شهر زیستی، شهرنشینی، متمدن شدن

claim

ادعا، مطالبه، دعوی، طلب، درخواست، تقاضا، خسارت، ادعای خسارت (بیمه)، ادعا کردن، مدعی شدن، خواستن، طلب کردن، خسارت خواستن، ادعای خسارت کردن

clamp

پنس، گیره، بست، قید، بند، لای گیره گذاشتن، در قید گذاشتن، پنس زدن، بست زدن، بند زدن

class [category]

دسته، گروه، طبقه، رتبه، رده، نوع، مقوله، طبقه‌بندی، رده‌بندی

classification

رده‌بندی، طبقه‌بندی، گروه‌بندی، دسته‌بندی، طبقه، رده، دسته

classified

طبقه‌بندی شده، دسته‌بندی شده، رده‌بندی شده

classified advertisements

آگهی‌های کوچک، آگهی‌های طبقه‌بندی شده (ستونی)، نیازمندی‌ها

classifier

محاسبه کننده، طبقه‌بندی کننده

clause

ماده، بند، شرط، عبارت

clause (price adjustment)

ماده یا شرطی برای تجدیدنظر در قیمت، ماده مربوط به تعدیل قیمت

clay

خاک رس، رس، خاک کوزه‌گری

صفحه  95  از  556