در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

check

بازبینی، بررسی، کنترل، بازدید، بازبینی کردن، بررسی کردن، بازدید کردن، کنترل کردن

check list

چک لیست، فهرست بازبینی، صورت رسیدگی

checking (vehicle)

کنترل وضعیت وسیله نقلیه، کنترل فنی وسیله نقلیه

chemical a/

شیمیایی، وابسته به شیمی، ماده شیمیایی

chemical oxygen demand

اکسیژن مورد نیاز برای واکنش شیمیایی، تقاضای شیمیایی اکسیژن

chevron

شورون، علامت جهت‌نما (در قوس‌ها)، بادبند فولادی به شکل جناغ

chicane

قوس سرپانتین، مانع متحرکی که قبل از نقاط خطرناک به منظور کاهش سرعت قرار داده می‌شود (هدایت خودروها برای حرکت در یک صف)

chief

رییس، پیشوا، عمده، اصلی

child

کودک، بچه، طفل، ثمره، نتیجه

chip

خرده، ریزه، پاره، تکه، قطعه، بریده، تراشه، مدار مجتمع

chip card

کارت دارای تراشه، کارت هوشمند

chipping

پاشیدن سنگ شکسته ریز، پخش خرده‌سنگ، قلم‌زنی (سطح بتن)، تراشه‌برداری (فزکاری)، خرد کردن، بریدگی

صفحه  92  از  556