در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

carrier

حامل، باربر، پیک، شرکت باربری، شرکت حمل‌ونقل، شرکت مسافربری، ترک (دوچرخه)، باربند (اتومبیل)، ناو هواپیمابر

carry

حمل کردن، بردن، کشیدن، منتقل کردن، رساندن (خبر، پیام)، با خود داشتن، با خود بردن، عبور دادن، گذراندن، فرستادن، انتقال دادن (آب، برق)

cart

گاری، ارابه، با گاری حمل کردن، با کامیون حمل کردن

cart track

راه عبوری گاری، مسیر ارابه‌رو

cartridge

کارتریج، فشنگ، مغزی، توپی

case

مورد، نمونه، مسأله، موضوع، قضیه، وضعیت، شرایط، دعوی، دلیل، صندوق، جعبه، محفظه، پوشش، بدنه، پوسته (سطح فولاد)

case (test)

دعوی که برای دعاوی دیگر سابقه و سنت می‌شود، دعوی مبنا، دعوای نمونه، مورد نمونه، سابقه

cash

پول نقد، نقدینه، نقدی

cash desk

صندوق (مغازه، رستوران)، باجه (بانک، سینما)

cashier

صندوق‌دار، تحویل‌دار، متصدی دریافت‌ها و پرداخت‌ها

صفحه  83  از  556