در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

capital

پایتخت، مرکز، حرف بزرگ، اصلی، عمده، بنیادین، اساسی، سرمایه

capital gain

ترقی بهای سرمایه، افزایش ارزش سرمایه، اضافه ارزش سرمایه، سود سرمایه

captive a/

اسیر، محبوس، زندانی، اجباری، ناگزیر

capture

توقیف، ضبط، اسیر کردن، تصرف کردن، ذخیره کردن (کامپیوتر)

car

ماشین، خودرو، اتومبیل، سواری، واگن (قطار)، اتاقک (بالون، آسانسور)، گاری

car (adapted)

خودروی سازگار شده، خودروی تغییر یافته

car (dual control)

خوروی دارای کنترل مضاعف، خودروی دارای سیستم کنترل مضاعف (مانند خودروهای آموزش رانندگی)

car (estate)

خودروی خانوادگی، خودروی استیشن

car (hire)

خودروی اجاره‌ای، خودروی کرایه‌ای

«‹ ۷۶  ۷۷  ۷۸ ۷۹ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰