broken شکسته، خرد شده، پاره، ناهموار، پست و بلند (زمین)، پردستانداز (جاده)، متغیر (هوا)، ناتمام (سفر)، نقض شده، زیر پاگذاشته شده، منقطع، شکسته، موجدار
bucket سطل، دلو، جام (بیل مکانیکی و لودر)، منحنی پای سرریز (برای گرفتن ضربه آب)، خروجی آب در توربین، قوس پیوند
budget بودجه، حساب دخل و خرج، هزینه، بودجه تنظیم کردن، بودجهبندی کردن، پسانداز کردن، پول کنار گذاشتن، منظور کردن، در نظر گرفتن (بودجه)
buffer storage بخشی از حافظه (RAM) که برای ذخیرهسازی موقت دادههایی که در انتظار ارسال به اجزای دیگر کامپیوتر میباشند، به کار میرود.)
builder's skip نوعی محفظه روباز بزرگ مخصوص نگهداری مصالح ساختمانی یا جابجایی و دفع نخالههای ساختمانی که میتواند توسط یک وسیله نقلیه جادهای (کامیون) حمل شود.